نگاهی به فیلم «اکسیدان»

[ad_1]

«اکسیدان» فیلم کاملی نیست، شاید به دلیل بعضی شوخی‌ها که شان آن را پایین آورده‌اند. مثل سکانس داخل سفارت انگلیس و پس از آن برخورد اصلان با مرد غریبه (با بازی علی مشهدی) که کلا زائد است و چیزی به آن نمی‌افزاید.

به گزارش شمانیوز: «اکسیدان» بر خلاف آنچه مخالفانش سعی در القای آن
به مخاطب دارد، فیلمی است ساده درباره دوستی، برادری میان ادیان و دوست
داشتن خداوند. در قالب یک کمدی اجتماعی، ساده و در پاره‌ای فصل‌ها صریح.
فیلم شبیه به دیگر آثار حامد محمدی در مقام نویسنده و کارگردان نیست. اولین
امتیاز «اکسیدان» این است که سازنده‌اش فراتر از تجربه‌های معناگرا و
اخلاقی قبلی وجهی دیگر از شخصیتش را نشانمان می‌‎دهد. بعد طناز و شوخ طبعی
که بخش‌هایی از آن در «فرشته‌ها با هم می آیند» و البته «طلا و مس» عیان
شده بود. اما اینجا ماهیت موضوع و رویکرد فیلمساز به موضوع مهاجرت و دریافت
ویزا باعث شده، فیلم سرخوش و پر از شوخی‌هایی باشد که البته همه آنها به
یک اندازه مناسب یا جذاب نیست.
ایده جابجایی و موقعیتی که اصلان (جواد
عزتی) در آن گرفتار شده، ایده خوبی است و لحظه‌های کمیک جذابی در فیلم به
وجود آورده. «اکسیدان» قصه‌اش را بدون لکنت بیان می‌کند. از کلیشه‌ها درست
بهره می‌گیرد و قواعد جذب مخاطب را می‌داند. تیپ مرد بوالهوس و فرصت طلب
(امیر جعفری)، عاشق پاکباخته (جواد عزتی) و زن میانسال در آرزوی شوهر (شبنم
مقدمی) درست در جای خودشان قرار گرفته‌اند. خیلی هم تازه و بکر نیستند،
اما به اندازه پرداخته شده‌اند و برای مخاطب دوست داشتنی هستند. بازیگرها
در جای خودشان قرار گرفته‌اند، مهارت جعفری در تیپ سازی به کمک فیلم آمده.
لیندا کیانی در نقشی کوتاه فوق العاده است. تماشاگر برای تصمیم‌گیری درباره
او دچار تردید می‌شود. ظاهری معصوم و رفتاری عاشقانه دارد اما در نهایت،
نفع و آرزوی شخصی‌اش را به سرنوشت و خوشبختی اصلان ترجیح می‌دهد و این همان
رویکردی است که بسیاری از ما، در جامعه شاهدش هستیم. «اکسیدان» بدون این
که شعار بدهد و با ظاهری سرخوش، دین داری واقعی را ترویج می‌دهد. وقتی در
فصل پایانی روحانی مسلمان و مسیحی در یک موتور به سمت محضر می‌روند تا شاهد
ازدواج اصلان باشند. شوخی با ویژگی‌های روحانیون در هر دو دین، به یک
اندازه است و اتفاقا این اعتدال به فیلم کمک کرده است. محمدی خطوط قرمز را
می‌شناسد و فراتر از آن نمی‌رود. عشق زمینی را بهانه می‌کند تا از رفتن به
سمت خدایی بگوید که همین نزدیکی است و بندگانش را در مسجد و کلیسا به یک
اندازه دوست دارد. حتی بندگان گناهکار و خطاکارش را و این آیا با مضمون
«مارمولک» یا «طلا و مس» و «زیر نور ماه» تفاوت دارد؟ و اصلا با روح
دینداری در تعارض است؟ مگر در تعالیم اسلامی خدا را به عنوان توبه پذیرنده و
مهربانترین مهربانان نمی‌خوانیم؟
اما «اکسیدان» فیلم کاملی نیست، شاید
به دلیل بعضی شوخی‌ها که شان آن را پایین آورده‌اند. مثل سکانس داخل سفارت
انگلیس و پس از آن برخورد اصلان با مرد غریبه (با بازی علی مشهدی) که کلا
زائد است و چیزی به آن نمی‌افزاید. شوخی با مسلمان شدن پسر مسیحی در مسجد و
با حضور روحانی هم می‌توانست کمی تعدیل شود. اما پایان فیلم و تغییر
اصلان، قابل باور از کار درآمده و رابطه اش با خانم حسابدار (شقایق دهقان)
اگرچه قابل پیش بینی بود، اما فیلم را شیرین کرده است. «اکسیدان» ورود حامد
محمدی به دنیایی تازه است. باید دید نتیجه این تجربه گری در فیلم‌های بعدی
او خود را نشان می‌دهد یا محمدی به دنیایی بازمی‌گردد که مخالفان این فیلم
از او و پدرش انتظار دارند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *